یکشنبه نهم آذر 1393

اربعین دریای انسانیت وکمال ، درظرف زمان!

 

اسماعیل یکتایی لنگرودی

اربعین حسینی یادآورتبلورقیام مبارزه بااستبدادفرارسیده است هستی آمده بودتانیستی رابه فناکشد و اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق‌ها می‌گذرد؛ و اینک از صدای نحس شلاق خزان بر پیكر آلاله‌ها، اربعینی می‌گذرد و اسارت، سیلی، غربت، فریاد و بیدارگری سهم حاملان پیغام قاصدک های عترت و عظمت شد.

از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ ابرمردی نشستیم كه حیات اسلام مدیون رگ‌های پاره پاره اوست. قصه سر و نیزه، قصه لب‌های خونین و قرآن، قصه سیلی و صورت گلگون كودک غمگین و تمام حقیقت هایی كه هر سال از پرده چشمان ما می گذرد را شنیده ایم.

اربعینی با دختر كوچک حسین (ع) مهر را در آغوش گرفتیم، ناله زدیم، درد دل‌ها گفتیم و شكوه‌ها روانه كردیم. اربعینی از عمق جان، فریاد یا حسین كشیدیم، بر سینه زدیم و خنده را حرام كردیم.

کربلا؛ این خارستان خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال است، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، یافتنی است؛ اما غواص قهار می‌طلبد. و هر کدام به فراخور حالمان از کربلا، محرم، عاشورا و اربعین، برداشتی داریم و بر اساس آن قضاوتی ....

در زیارت اربعین پیرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک عن الجهاله و حیره‌الظلاله: حسین علیه السلام خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.

و شیعه همیشه و در تمامى روزهاى سوگوارى حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام و از آن جمله روز اربعین آن حضرت، در زیارت و اقامه ماتم و عزادارى كوتاهى نكرده و از اینجاست كه امام حسن عسكرى ‏علیه‏‌السلام زیارت اربعین را از علایم ایمان شمرده است.

آرى، تنها زیارت اربعین سیدالشهداء علیه‏ السلام است كه مؤمن خالص را از دیگران تمیز مى‏دهد، و دوستان اهل بیت‏ علیهم‏ السلام را از غیر آنان جدا مى ‌كند. و مؤمن واقعى كسى است كه نگذارد آثار نهضت‏ حسین ‏علیه‏ السلام فراموش شود و در قدردانى و شركت در هدف آن حضرت كوتاهى نورزد.

پیروان و دوستان امام حسین ‏علیه‏ السلام امیدوارند تا از این طریق مشمول این حدیث نبوى شوند كه جابر بن عبدالله انصارى - از صحابه رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و نخستین زائر قبر حضرت ابا‏‌عبدالله در اولین اربعین سیدالشهداء روایت كرده است: «كسى كه قومى را دوست دارد با آنها محشور مى ‌شود و كسى كه عمل قومى را دوست دارد با ایشان شریک مى‌‏باشد».
 
دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره درخشان و بارانی بادا

نوشته شده توسط در 9:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و ششم آبان 1393

نقد و بررسی مجموعه کتاب شعر"درآوا" در لنگرود

کوبار، مجموعه شعر"درآوا" اثر شاعر پیشکسوت گیلانی"حسین درتاج لنگرودی" در سالن شهید املاکی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود در بوته ی نقد قرار گرفت.

به گزارش اختصاصی کوبار، عصر روز گذشته 25 آبان ماه همزمان با افتتاح اولین موسسه فرهنگی هنری تک منظوره ("آوای صبح گیلان") مجموعه شعر "درآوا" اثر شاعر پیشکسوت گیلانی"حسین درتاج لنگرودی"با حضور رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، جمعی از شعرا، هنرمندان و فرهنگیان شهرستان لنگرود، در سالن شهید املاکی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود به نقد گذاشته شد.

در ابتداء این مراسم فرامرز محمدی پور مدیر مسئول موسسه ("آوای صبح گیلان") گفت: این موسسه در چهار چوب نشست های فرهنگی، هنری، ادبی، نقد و بررسی کتاب، نشریات و ... فعالیت های فرهنگی هنری را دنبال خواهد كرد و همكاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود، زمينه ساز توفيق دست اندركاران مؤسسه آوای صبح گيلان را پيش رو خواهد گذاشت.

در ادامه این مراسم نیز سهراب مقدسی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن خیر مقدم به حاضرین، اظهار داشت: عرضه فعالیتهای فرهنگی و هنری نیازمند فضاها و مراکزی هست و ارائه آثار، در صورت نبود این مراکز سخت خواهد بود و وجود موسساتی اینگونه، نیاز شهرستان برآورده می سازد.

در ادامه عباس رسولی املشی کارشناس ادبی با قرائت اشعاری از "حسین در تاج لنگرودی" به نقد کتاب ("درآوا") پرداخت.

وی در مطالب خود نقد را جدا کردن سره از ناسره و برشمردن محاسن و معایب یک اثر دانست و افزود: منتقد هدایتگر مخاطب است و کار او در صورت وجود آگاهی و بدون غرض ورزی ارزشمند خواهد بود.

رسولی در نقد کتاب استاد "درتاج" شاعر پیشکسوت گیلانی به مهارت بالا و خلاقیت و ذوق ایشان اشاره کرد و پیام کلی، اصلی و نیز موضوعات محوری اشعار و شاه بیت های اشعار این کتاب را برای حاضرین برشمرد.

به گزارش کوبار، این مراسم که به همت اولین موسسه فرهنگی هنری تک منظوره" آوای صبح گیلان" با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود برگزار شده بود با قرائت اشعار عاشورایی به مناسبت ماه محرم، توسط سجادی شاعر مطرح این شهرستان بهمراه نی نوازی فرج زاده، از نی نوازان این شهر پایان یافت.

 

نوشته شده توسط در 13:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم آبان 1393

صلیب سرخ

از صلیب سرخ آمدند گفتند:
در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟
همه به آقا سید نگاه کردند
آقا سید جواب نمی‌دهد
مأمور صلیب سرخ گفت:
آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید
آقا سید جواب نمی‌دهد 
پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟ 
آقا سید جواب نداد
نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست.
فرمانده پادگان آقای ابوترابی را برد در اتاق، گفت:
تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟
آقای ابوترابی برگشت فرمود:
ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند
دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمی‌برند
فرمانده کلاهش را زد زمین گفت:
من نوکر تو هستم... .. .
افسران - دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمی‌برند

نوشته شده توسط در 17:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم آبان 1393

واقعیت است طنز نیست!!


داعشى جلوى ماشين يک مسيحى وهمسرش را گرفت وپرسيد: مسلمان هستى يا مسيحى؟

مسيحى جواب داد: مسلمانم..
داعشى گفت اگر مسلمانى ايه اى از قران برايم بياور..
مسيحى سطرى از انجيل رابه عربي برايش خواند..
داعشى گفت: درست است مى توانى بروى..
بعد ازدورشدن همسرش به او گفت: چراريسک کردى وبه او گفتى مسلمانى شايد مارا مى کشت..

مسيحى گفت: انها اگر قران را بلد بودند ادم نمى کشتند.

برداشت از : قلقلک

نوشته شده توسط در 10:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم آبان 1393

نام مقدس یا ابوالفضل (ع)

این بار كه به جبهه اعزام میشدم احساس دیگری داشتم, فكر میكردم كه این دفعه به شهادت خواهم رسید, اطرافیانم كه برای بدرقه آمده بودند متوجه این تغییر حالتم بودند. به دو كوهه رسیدیم, اجرای دعای توسل معنویتی دو چندان به فضای دو كوهه داده بود و گریه و مناجات رزمندگان از قریب الوقوع بودن عملیات حكایت می كرد. بچه ها پیشانی بندهای سبز و قرمز با مضمون یا حسین (ع,) یا زهرا(س,) یا مهدی (ع) یا ابوالفضل (ع.) . . برپیشانی داشتند و عده ای نیز با ماژیك بر پشت لباسشان جملات یا زیارت یا شهادت و مسافر كربلا و.. . و یا ابوالفضل العباس (ع) نوشته بودند.

نام ابوالفضل (ع) همیشه برایم یك زیبایی و طراوت خاصی داشته و یاد رشادتهای آن بزرگوار همیشه در ذهن و روحم شور و غوغا بپا كرده و در مشكلات و توسلاتم نام مبارك ایشان ورد زبانم بوده و از ایشان استمداد طلبیده ام و حال رمز این عملیات نیز یا ابوالفضل (ع) بود. روز بعد عملیات در منطقه مهران (عملیات كربلای یك) آغاز گردید و رزمندگان دلیر اسلام یورشی سهمگین بر دشمن زبون بردند. صدای غرش توپ و خمپاره فضا را پر كرده بود و گلوله ها همچون باران بر سرمان فرود می آمد.

صدای انفجارها پیوسته بیشتر و نزدیكتر میشد تا اینكه صدای زوزه گلوله توپ را در نزدیكی ام شنیدم, كلمه یا حسین (ع) و یا ابوالفضل (ع) را بر زبان راندم و.. . دیگری چیزی نفهمیدم. نمی دانم چه مدت و یا چند روز در حالت بیهوشی و اغما بودم, بطوریكه بعدها دوستان برایم تعریف كردند شدت جراحت آنقدر شدید بود كه همه پنداشته بودند كه شهید شده ام وحتی كلمه شهید را بر روی سینه ام نوشته و مرا در قسمت ویژه شهدا گذاشته بودند كه بر حسب اتفاق یكی ازپزشكان متوجه زنده بودنم شده و پس از انجام جراحیهای لازم مرا با هلی كوپتر به تهران منتقل كردند. چشمانم را كه باز كردم خود را در هلی كوپتر حامل مجروحین دیدم. ظاهرا با انفجار گلوله توپ چندین متر به هوا پرتاب شده و تركش های حاصله از انفجار صورت و چانه و سینه و اكثر بدنم را بشدت مجروح ساخته بود و شاهرگ گردنم نیز قطع شده و خون زیادی از من رفته بود. از آنجائیكه امكان تنفس وجود نداشت حفره ای در زیر گلویم ایجاد كرده بودند تا بتوانم نفس بكشم. مرا به بیمارستان ساسان در تهران منتقل كردند و مدتها بستری بودم و بطریق مجاری ایجاد شده از غذای مایع تغذیه می شدم تا اینكه پس از بهبود نسبی از بیمارستان مرخص شدم

اما تارهای صوتی ام فلج شده بود و نمی توانستم صحبت كنم و این امكان وجود داشت كه برای همیشه لال بمانم. این مشكلات صوتی تا مدتها باقی بود و از آنرو كه علاقه زیادی به مداحی اهل بیت (ع) داشتم در یكی ازمراسمات مذهبی كلمه مبارك و مقدس یا ابوالفضل (ع) بر زبانم جاری گشت و همه را متعجب ساخته و این عارضه نیز رفع گردید. حال پس از گذشت سالها به یاد شهدا و دوستان شهیدم می افتم و به حال آنها غبطه می خورم و بر این باورم كه شهادت دری از درهای الهی است كه فقط بر روی اولیای خاص خداوند گشوده شده است.

راوی : جانباز محمد رضا داودی

نوشته شده توسط در 14:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم آبان 1393

اسرایی که فرماندهان بدر شدند

ما دو اسیر عراقی گرفتیم ، وضع ظاهرشان بسیار مرتب بود. اول باورمان نشد که برای جنگ آمده باشند ، چهره مرتبی داشتند. بچه ها به شوخی می گفتند اینها از کاخ صدام آمدند. تا آن روز عراقی به این آراستگی تدیده بودیم.

عراقی ها بین بچه ها دنبال فرمانده می گشتند، نگاهشان کنجکاوانه اطراف را جست و جو می کرد. همه لباس خاکی داشتیم و کلاه آهنی و چفیه. دستم را بلند کردم ، یکی از آنها به سمتم آمد، قرآنی از جیبش بیرون آورد و به من داد. قرآن بود، عکس یک پسر بچه پنج ساله و در صفحه آخر قرآن هم عکس پسر بچه ای هشت ساله . عکس بچه ها را بوسیدم.

اسیر عراقی بسیار منقلب شد، گریه می کرد. همراهش اسیر دیگر هم بسیار کریه می کرد. از داخل جیبش درجه را در آورد و روی شانه هایش گذاشت. گویی احساس امنیت کرده باشد بعد هم از داخل لباسش یک نقشه عملیاتی بیرون آورد و واطلاعات خیلی خوبی ازعملیات و مقرشان و ... به ما دادند که بسیار به کار ما آمد و بعدها این دواسیر عراقی از فرماندهان سپاه بدر شدند.

در طول دفاع مقدس 5 هزار مجاهد اسر عراقی در هورالهویزه علیه بعثی ها می جنگیدند. تیپ بدر عراق امروز بغداد را از داعش حفظ و بیرون کرد.

راوی  : سردار عبدالعلی عمرانی از رزمندگان دفاع مقدس

نوشته شده توسط در 14:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم آبان 1393

بسته بودند دو دستان مرا....

ديدن حجت و انكار ندانستم چيست

عطش و سوز و شب و تار ندانستم چيست

سال‌ها در غل و زنجير اسارت بودم

بر سر ني سر سردار ندانستم چيست

من هم از كوفه به بغداد و رمادي بردند

خارجي خواندن اغيار ندانستم چيست

تير بر پيكر جان داده بديدم اما

سم اسب و تن دلدار ندانستم چيست

بي‌برادر نشدم خيمه به تاراج نرفت

پاي عريان و خس و خار ندانستم چيست

بسته بودند دو دستان مرا نيز ولي

طوق بر گردن بيمار ندانستم چيست

عرض و ناموس و عيالم همه ايمن بودند

چشم نامحرم و بازار ندانستم چيست

همه گفتند كه من زينبي‌ام اما من

تشت خونين و سر يار ندانستم چيست

پدرم حاكم پيشين همان شهر نبود

زين سبب طعنه‌ي اغيار ندانستم چيست

روز آخر شد و آزادي من شادي بود

گريه در مقتل سالار ندانستم چيست

زيد از درد برآشفتي و من در عجبم

آتش و زخم و پرستار ندانستم چيست

 

شاعر آزاده: حسن نوری ( معروف به زید الله)

نوشته شده توسط در 9:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آبان 1393

اولین همایش انجمن وب نویسان آزاده کشور در قم برگزارشد.



اولین همایش وبلاگ نویسان آزاده در روزهای هشتم و نهم آبان با حضور جمعی از وبلاگ نویسان آزاده در مجموعه فرهنگی یاوران حضرت مهدی(عج) در جوار مسجد مقدس جمکران با حضور جمعی از وبلاگ نویسان آزاده برگزار شد.
در این همایش، جلسه مقدماتی در شب جمعه با حضور تعدادی از وبلاگ نویسان بمدت2/5 ساعت
تشکیل و در باره موضوعات مختلف بویژه راهکارهای اجرایی کردن ماده 190 بحث و تبادل نظر بعمل امد.
جلسات اصلی همایش که بمدت 5 ساعت در صبح و 2 ساعت در بعدظهر جمعه برگزار شد ،با توجه به دستور کار همایش ابتدا راهبردهای 12 گانه مورد نقد و بررسی قرار گرفت و بعد از بحث های فراوان و با جرح و تعدیل این راهبردها، 10 راهبرد مورد تایید قرار گرفت و بعنوان سیاست های کلی مد نظر اعضای انجمن قرار گرفت. از موصوبات این جلسه که به اتفاق آرای اعضا مورد تصویب قرار گرفت تغییر نام انجمن وبلاگ نویسان آزاده به انجمن وب نویسان آزاده بود که از شمول بیشتری برخوردار است و بدین ترتیب شامل وب سایت نویسان و بلاگ نویسان می شود.
دستور کار بعدی همایش،بررسی نقادانه و علمی اساسنامه انجمن وب نویسان آزاده بود که بعد با استفاده از نظرات،پیشنهادهای سودمند  و با تغییراتی در متن و محتوا به تصویب اعضای انجمن قرار گرفت.
متن اصلاحیه ده راهبرد اساسی انجمن وب نویسان ازاده،همچنین،متن اصلاح شده ی اساسنامه جهت استحضار و بهره برداری دوستان منتشر خواهد شد.
دستور کار سوم همایش، نقد و بررسی عملکرد موسسه فرهنگی پیام ازادگان با حضور آقای احدی مسئول محترم پیام آزادگان بود که به مدت 2 ساعت،ضمن ارائه توضیحاتی توسط مسئول مؤسسه،انتقادهای صریح و پیشنهادهای کارساز اعضا و سؤالات متعدد از جانب اعضا مطرح شد و قرار شد به منظور رفع پاره ای ابهامها و بعلت قانع نشدن برخی سؤال کنندگان جلسه ای حداکثر ظرف یکماه آینده با حضور اقایان احدی و خوبنژاد از مؤسسه پیام آزادگان،آقایان دکتر رمضان،اکبرزاده،عباسیانفر از شرکت خودکفایی و اعضای وب نویسان ازاده برگزار شده و مسائل،ابهامات و انتقادات نسبت به عملکرد  به منظور شفاف سازی مطرح و نتیجه لازم حاصل گردد.
بعلت ضیق وقت،برگزاری انتخابات برای انتخاب هیات رئیسه و نحوه ثبت قانونی انجمن و راهکارهای اجرائی کردن ماده 190،همچنین شفاف سازی عملکرد مؤسسه فرهنگی پیام ازادگان و شرکت خودکفایی به همایش بعدی موکول گردید.

نوشته شده توسط در 10:30 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آبان 1393

شبی سرشار از انتظار



فقط چندقدم مانده به سپیده سرخ عاشورا/

شبی سرشار از انتظار/

ونسیمی که کوچه ی دلم را می نوازد/

بی تردید/

آمدنش نزدیک است!/

 یکتایی لنگرودی

نوشته شده توسط در 10:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آبان 1393

«انتظار»

عاشقانه می نگرم

و عشق یعنی:

واژه واژه «انتظار»

دعایم عاشقانه

و تا ظهورش؛

                            مروارید های خورشید را

تسبیح می کنم

 

دامن نگاه

            به سمت آمدنت پهن می شود

                                            ای آمدنت

                                                    ظهور مهربانی

آدینه

          آدینه

                 آدینه

یعنی

        در عرفه عاشقی

                    چشمان همیشه منتظر نرگس

                          دیدنی است

                                                           یکتایی لنگرودی

نوشته شده توسط در 9:42 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر
Online User

پیغام ورود و خروج